خواب دومرحلهای؛ الگویی فراموششده از تاریخ
بیداری آرام نیمهشب در گذشته فرصتی برای دعا، تفکر و ارتباط خانوادگی بود؛ عادتی که امروزه تقریباً فراموش شده است.
به گزارش شهریور؛ یافتههای جدید پژوهشگران نشان میدهد که پیش از اختراع برق و گسترش چراغها، الگوی استراحت انسانها تفاوتی اساسی با شیوهٔ امروزی داشت. در آن دوران، خواب شبانه بهصورت یک بازهٔ طولانی و پیوسته انجام نمیشد.
در جوامع پیشاصنعتی، خواب معمولاً در دو بخش مجزا شکل میگرفت که از آنها با عنوان «خواب نخست» و «خواب دوم» یاد میشود. این شیوهٔ خواب، بخشی طبیعی از زندگی روزمره انسانها بود و با ریتم زیستی بدن هماهنگی کامل داشت.
بر پایه گزارشی که روزنامه «تایمز ایندیا» منتشر کرده است، افراد در فاصلهٔ میان این دو مرحله خواب، معمولاً بهمدت یک تا دو ساعت بیدار میماندند. در این زمان، فعالیتهایی مانند دعا، مطالعه، تفکر یا مراقبه انجام میدادند و سپس دوباره به خواب بازمیگشتند.
طبق این گزارش، بیدار شدن در نیمهشب بههیچوجه نشانهٔ بیخوابی یا اختلال خواب تلقی نمیشد، بلکه رفتاری طبیعی و پذیرفتهشده بود که با نیازهای جسمی و ذهنی انسان سازگار بود.
خواب دومرحلهای چگونه بود؟
خواب دومرحلهای، که از آن با عنوان «خواب مجزأ» نیز نام برده میشود، برای سدهها الگوی غالب خواب در بخشهای گستردهای از اروپا، آفریقا و آسیا به شمار میرفت. مردم معمولاً اندکی پس از غروب خورشید به رختخواب میرفتند و حدود چهار ساعت میخوابیدند. پس از آن، در حوالی نیمهشب از خواب بیدار میشدند و زمانی را به انجام کارهای سبک اختصاص میدادند.
در این فاصله، بسیاری به دعا، خواندن کتاب، اندیشیدن، گفتوگو با اعضای خانواده یا تأمل در مسائل شخصی میپرداختند و سپس دوباره به بستر بازمیگشتند تا مرحلهٔ دوم خواب خود را تا سپیدهدم کامل کنند.
در ساعات بیداری نیمهشب، خانهها اغلب با نور شمع یا چراغهای روغنی روشن میشد. برخی افراد به انجام امور خانگی، نوشتن نامه یا اندیشیدن درباره موضوعات معنوی و شخصی میپرداختند؛ رفتاری که در زندگی پرشتاب امروزی کمتر دیده میشود.
بیداری نیمهشب؛ فرصتی برای آرامش
برخلاف برداشتهای امروزی، این بیداری شبانه در گذشته نشانهای از اضطراب یا ناهنجاری نبود. بلکه آن را حالتی آرام، طبیعی و پاککننده ذهن میدانستند؛ وقفهای میان دو خواب که امکان تأمل، خلاقیت، تعمیق روابط انسانی و احساس آرامش را پیش از بازگشت به خواب فراهم میکرد.
پژوهشهای معاصر نیز نشان میدهد که وجود چنین دورههای کوتاه و آرام در طول شب میتواند به شفافیت ذهنی، کاهش اضطراب، تقویت خلاقیت و ایجاد تعادل سالم میان فعالیت و استراحت در چرخهٔ شبانهروزی کمک کند.
به باور پژوهشگران، عادت خواب دومرحلهای در گذشته یادآور این نکته است که استراحت انسان میتواند انعطافپذیر، آگاهانه، ریشهدار در فرهنگ و در خدمت بهزیستی پایدار باشد.
نقش ملاتونین در الگوی خواب
پیش از ورود برق به زندگی بشر، الگوی خواب انسانها بهطور کامل با طلوع و غروب خورشید هماهنگ بود. ساعت زیستی درونی بدن یا همان ریتم شبانهروزی، از چرخه طبیعی روشنایی و تاریکی پیروی میکرد و بهدنبال غروب خورشید، ترشح ملاتونین آغاز میشد.
ملاتونین هورمونی است که به بدن پیام آرامش میدهد و به همین دلیل، خوابیدن در ساعات ابتدایی شب امری طبیعی و آسان محسوب میشد. نبود نور مصنوعی و صفحهنمایشها باعث میشد شبها فضایی آرام و خاموش داشته باشند؛ شرایطی که به استراحت، مراقبه و ارتباط نزدیکتر میان افراد کمک میکرد.
کاهش ملاتونین و تغییر الگوی خواب
با گسترش نورهای مصنوعی و افزایش فعالیتها در ساعات پایانی شب، این چرخهٔ منظم دچار اختلال شد. مطالعات نشان میدهد که قرار گرفتن در معرض نورهای روشن در شب، ترشح ملاتونین را کاهش میدهد و افراد را وادار میکند مدت بیشتری بیدار بمانند.
در نتیجهٔ بهتعویق افتادن زمان خواب، الگوی «خواب نخست» بهتدریج از بین رفت و دورههای خواب در یک بازهٔ ممتد و پیوسته ادغام شد؛ الگویی که امروزه رایج است. این تحول، شیوهٔ استراحت انسان را تغییر داده، زمانهای آرامش و تأمل شبانه را کاهش داده و نحوهٔ بازیابی انرژی و مدیریت توان جسمی و ذهنی را در طول زندگی دگرگون کرده است./ پایان پیام